|
|
![]() |
![]() |
|
| بنام خالق هستی که تنهاست ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد |
|
فلسفه اين روز چيست؟ در دوران ايران باستان ،ايرانيان هر سال را به 12 ماه که هر ماه دقيقا 30 روز بود تقسيم ميکردند.که علاوه بر ماه ها،هر يک از روزهاي ماه نيز داراي اسم مشخص بودند.براي مثال روز اول هر ماه به نام "اهورامزدا" روز خدا ناميده مي شد.روز دوم روز "بهمن" به مفهوم سلامت و انديشه که از صفات خداوندي است ، روز سوم به نام "ارديبهشت" به معناي بهترين پاکي و راستي ، روز چهارم روز"شهريور" روز فرمانروايي و روز پنجم به نام "سپندارمذ" بوده است.سپندارمذ صفت ملي زمين است.يعني گستراننده،فروتن ، مقدس.زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مينگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، مهرگان لقب ميگرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان ميگرفتند. آري اين عظمت تاريخ ايران است.عظمتي که کمتر ملتي از آن بر خوردار است.ولي افسوس و صد افسوس که وقتي از يک جوان ايراني امروزي مي پرسي روز عشق چه روزي است،باافتخار !! جواب مي دهد:ولنتاين.آري ، اين نشان حقارت و ذلالت ما وارثان ايران هست که بدون توجه به تاريخ پرشکوه خود تاريخ بيگانگان را اسوه و الگوي خود قرار ميدهيم و بر تاريخ چندهزار ساله خود پشت پا ميزنيم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 12:49 توسط شهرعشق ما |
|
|
بدون خطر کردن، به دست آوردن دوست داشتنی ها چگونه ممکن است و چه ارزشی دارد؟ ... و سرانجام عاشق در وجود معشوق می میرد. اما در معشوق، مرگ راه ندارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 16:38 توسط شهرعشق ما |
|
|
شخصي از امام حسين پرسيد: فاصله ميان ايمان و يقين چقدر است؟ فرمود: چهار انگشت. گفت: چگونه؟ فرمود: ايمان آن است که آن را مي شنويم و يقين آن است که آن را مي بينيم و فاصله بين گوش و چشم چهار انگشت است. پرسيد: ميان آسمان و زمين چقدر است؟ فرمود: يک دعاي مستجاب. پرسيد : ميان مشرق و مغرب چقدر است؟ فرمود: به اندازه ي سير يک روز آفتاب پرسيد: عزت آدمي در چيست؟ فرمود: بي نيازيش از مردم. پرسيد: زشت ترين چيزها چيست؟ فرمود: در پيران هرزگي و بيعاري است، در قدرتمندان،درنده خويي، در شريفان، دروغگويي، در ثروتمندان، بخل است و در عالمان حرص. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 9:13 توسط شهرعشق ما |
|
|
سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.
پرمعنی ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بی رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترين کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن. روشن ترين کلمه((اميد)) است...به آن اميدوار باش. ضعيف ترين کلمه((حسرت)) است...آن را نخور. تواناترين کلمه((دانش)) است...آن را فرا گير. محکم ترين کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش. سمی ترين کلمه((شانس)) است...به اميد آن نباش. لطيف ترين کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن. ضروری ترين کلمه((تفاهم)) است...آن را ايجاد کن. سالم ترين کلمه((سلامتی)) است...به آن اهميت بده. اصلی ترين کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن. دوستانه ترين کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن. زيباترين کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش. زشت ترين کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنين شود؟؟ موقر ترين کلمه((احترام)) است...برايش ارزش قايل شو. آرامترين کلمه((آرامش)) است...به آن برس. عاقلانه ترين کلمه((احتياط )) است...حواست را جمع کن. دست و پا گير ترين کلمه((محدوديت)) است...اجازه نده مانع پيشرفتت شود. سخت ترين کلمه ((غير ممکن)) است...وجود ندارد. مخرب ترين کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پلهای پشت سرت باش. تاريک ترين کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن. کشنده ترين کلمه((اضطراب)) است...آن را ناديده بگير. صبور ترين کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان. با ارزش ترين کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن. قشنگ ترين کلمه((خوشرويی)) است...راز زيبايی در آن نهفته است. رسا ترين کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع هميشه بهتر از يک فرد بودن است. محرک ترين کلمه((هدفمندی)) است...زندگی بدون آن پوچ است. و هدفمند ترين کلمه((موفقيت)) است...پس پيش به سوی آن.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 9:3 توسط شهرعشق ما |
|
|
این یک متن چینی خوشبختی به نام تانتاراتوتم هست. شما شاید به این چیزها اعتقاد نداشته باشید ولی این نصیحتهای خوبی هست.تا آخر بخونید شاید درسی گرفته باشید. یک
به آدمها بیش از اون چیزی که انتظار داری بده و با خوشروئی انجام بده. دو با یک نفر ازدواج کن که تو با اون از خودت با لذت صحبت کنی. وقتی پیر شدی این خصوصیت از همه چی مهمتر است. سه هر چیزی را باور نکن. یا اینکه با تمام پشتکار زحمت بکش یا هراندازه که لازم است بخواب. چهار وقتی به کسی میگوئی تو را دوستت دارم منظورت هم همان باشد. پنج وقتی به کسی می گوئی متاسفم توی چشمهای او نگاه کن. شش حداقل شش ماه نامزد باش فبل از اینکه ازدواج کنی. هفت به عشق از نگاه اول معتقد باش. هشت هرگز به آرزوهای دیگران نخند. کسانی که آرزو ندارند چیز زیادی ندارند. نه عمیق و با گرمی عاشق باش. ممکن است که قلبت بشکند ولی این تنها راه زندگی کامل است. ده در هنگام سوء تفاهم منصفانه مجادله کن.و لطفا توهین نکن. یازده افراد را از روی خانواده آنها نسنج. دوازده آهسته صحبت کن ولی سریع فکر کن. سیزده وقتی کسی از تو سوالی پرسید که تو جواب نمیخواهی بدهی اول تبسم کن و بعد بپرس چرا میخواهی این را بدانی؟ چهارده در نظر داشته باش عشق بزرگ و موفقیت بزرگ به همراه ریسک بزرگ هست. پانزده وقتی کسی را عطسه کردن می شنوی بگو سلامت باشی. شانزده وقتی از کسی شکست خوردی از أن شکست درس یاد بگیر. هفده سه چیز مهم یادت نره: احترام و عزت به خودت احترام به دیگران مسئولیت در برار تمام اعمالت هجده هرگز اجازه نده که یک دعوای کوچک یک دوستی بزرگ را خطشه دار کند. نوزده وقتی که متوجه یک اشتباهات شدی آن را به سرعت درست کن . بیست وقتی گوشی تلفن را برمیداری لبخند بزن شخص پشت خط از صدایت متوجه میشود. بیست و یک زمانی هم با خودت به سر ببر.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 16:16 توسط شهرعشق ما |
|
|
خدایا چه کرده ام که اینچنین هدیه گرانبهائی به من داده ای هر آنچه دارم تقديم به تو تنها اميد زندگاني ام، به عشقمان قسم تا ابد برای تو و کنار تو خواهم ماند عاشقانه دوستت دارم. عشق بی همتایم، ای تویی که بی تو زندگی بی رنگ است، زیباترین روز زندگیم، روز طلوع خورشید،و روز میلادت را تبریک میگویم.
اي عزيزترينم: چه خوب شد که به دنيا آمدي و چه خوب شد که دنياي من شدي . چه زیباست روزی که با آمدنت به من جان دادی
براي من بمان و برایم از عشقت بخوان که تا تو هستی نفس میکشم. نازنینم، یگانه مرد زندگانیم، با وجود فرسنگها فاصله که بین دستهامان دیوار کشیده اند، تنها میتوانم قلبم را که لبريز از عشقی آتشین و حقیقی ست به تو هدیه کنم. قلبم را بردار و تمامی حجمش را پر از امواج نوراني عشقت کن، بعد يک گوشه آسمان بياويز ، تا آسمانت همیشه نورانی باشد زندگانیم تقدیم به تو ای تمام خیال من اي تک ستاره آسمان قلبم و اي سرچشمه ي حیاتم، تقديم به تو که يادت در فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت هميشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانيت هميشه در وجودم جاريست . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 0:0 توسط شهرعشق ما |
|
|
يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ
بياموزد : ۱- شاد بودن بدون دليل ۲- دائم به کاري مشغول بودن ۳- تقاضاکردن آنچه با تمام وجودمي خواهد
همه چيز در پايان خوب است. اگر خوب نباشد احمقانه است که بخواهي از اشتباهات ديگران در فقط سعي کن از اشتباهات خودت درامان باشي. شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 7:43 توسط شهرعشق ما |
|
|
اینهم فالی که عزیزم برام گرفته
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق بدرقه رهت شود همت شحنه نجف اگر راه خاندان پیامبر بپوئی عنایت و توجه امیر نجف حضرت علی نگهبان تو خواهد بود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 10:16 توسط شهرعشق ما |
|
|
در ازل پرتو عشقت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد جلوه ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و بر عالم زد عقل می خواست کزین شعله چراغ افروزد برق غیرت بدرخشیدو جهان برهم زد مدعی خواست که آید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت که قلم بر سر اسباب دل خرم زد
تفسیر: دل خوش دارید که تمام مدعیان کنار زده شدند و با دست غیب شما به زودی به وصال خود خواهید رسید و از غم و غصه فارغ خواهید شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 10:11 توسط شهرعشق ما |
|
|
چه انتظار شیرینی همه لحظات رو به این انتظار شیرین سپری کردن چه لطفی داره.. انتظار برای لحظه دیدار انتظار...بازم انتظار... وقتی که از شوق بغض راه گلوتو بگیره...و نتونی حتی کلمه ای حرف بزنی...فقط نگاهت بتونه کمی از احساس پاک و خالصانتو بیان بکنه.. با دسته گل قشنگی و سفیدی که قشنگی عزیزتو چند برابر کنه... یه شب قبل از شب یلدا ولی برای من باشکوهتر از هر شب یلدایی....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 10:1 توسط شهرعشق ما |
|
|
خوشبختی حالا و اینجاست
فردا نیست دور نیست دیروز نیست نگاه کن ! خوشبختی شکوه صبح است. همین صبحی که چشم باز می کنی ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 9:43 توسط شهرعشق ما |
|
|
ز تمام بودنیها
تو همین ازآن من باش
که به غیر با تو بودن
دلم آرزو ندارد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 10:2 توسط شهرعشق ما |
|
|
خدایا !
شگفتی های طبیعت هم موهبت توست. به باد و باران ، آتش و خاک می نگرم و نجوا میکنم : قلب من ، معبد هستی ست که محراب عشق خدا آن را مزین کرده است. آیا وجود همین قلب ، بزرگترین معجزه خدانیست؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 16:11 توسط شهرعشق ما |
|
|
اگر من پرنده بودم
هرگز به دنبال خوشبختی پرواز نمی کردم یافتن از طریق گم کردن است و نه از راه گشتن و جستجو کردن |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 8:1 توسط شهرعشق ما |
|
|
هر آهنگ زیبا
اوج و فرودی دارد به ریتم دلنشین آهنگ زندگی گوش سپار و نه تنها به اوج و فرود آن چرا که هر اوج و فرودی روزی می گذرد و تنها ریتم دلنواز موسیقی در یاد می ماند...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 15:32 توسط شهرعشق ما |
|
|
گاهي اوقات اونقدر فرياد داري كه سكوت جوابيست به همه سوالاي ذهنت !
نپرس چرا خودت رو ملامت نكن ديگران رو نيز همچنين فقط سكوت كن ... و... خاموش و آهسته عبور كن و ديگه پشت سرتو نگاه نكن خستگيهاي دلت رو چونان كوله بار همراهت با خودت ببر و اونا رو به هيچ كس نده پيش هيچ كس آه نكش كه زآه جان سوز تو دل ديگري هم بسوزه فقط برو آرام و خاموش ساكت و استوار خودت رو به دست تقدير بسپر و بدون تا كنون نيز گوي چوگان تقدير آن بزرگ ازلي بودي پس باز هم سكوت كن و بر گذشته اشك مريز دست قدر تو رو به جايي ميرسونه كه قدر تو رو ميدونن به آن بزرگ ازلي بهترين گمانها رو داشته باش... خستگيهات رو پيش خودت نگاه دار كه چراغ راه تو همينه و باز هم برو ... ساكت و استوار |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 8:55 توسط شهرعشق ما |
|
|
وقتي فكر ميكنيد كه كار نشدني است ، فكرتان در پي دلايلي مي گردد كه اين مطلب را اثبات كنيد،ولي وقتي ايمان داشته باشيد ،ايماني حقيقي كه كار شدني است،فكرتان راههاي انجام آن را مي يابد (دكتر شوارتز) انسان كامل كسي است كه زندگي خود را بدست سازد (آرتور شوپنهاور) اوضاع و احوال زندگي شما زماني تغيير ميكند كه براي تغيير آن اقدام كنيد (آلبرت پويسانت) فعاليت اساسي و پربار شما در زندگي هنگامي مثمر ثمر خواهد بود كه شما در هر لحظه عمر از كاري كه ميكنيد لذت ببريد (ديل كارنگي) نا ممكن واژه ي ويرانگري است ، فكر ((اين كار ناشدني است))، زنجير وار، افكار منفي ديگري را در تاييد خود توليد ميكند (دكتر شوارتز) اگر مي خواهي براي حال و آينده مفيد باشي از گذشته درس بگير (ناپلئون) اشتباه را تصحيح نكردن خود اشتباه ديگري است (كنفوسيوس) وقتی دیگر نیازی نداری یاد بگیری چگونه با ناسازگاری روبرو شوی، دیگر ناسازگاری ایجاد نمی کنی و عشق و سازگاری عملا همه جا با تو است. (وین دایر) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 12:37 توسط شهرعشق ما |
|
|
نام خدا را بخوان !
بدان ، زمانی دستخوش رنج می شوی که معبود را از یاد ببری. غفلت از او سرچشمه رنج است و این رنج ها ما را از صدها معبر آتشین عبور میدهند ، تا پروردگار را به یاد آوریم. پس ؛ بیایید نام او را در هر نفس نجوا کنیم. خدایا ! لذت ، بیماریست ! ودرد شفا !
هرکاه که از یادت می برم ، بیماریم را شفا بخشی خدایا !
چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند ،
عظمت و ژرفای عشق تو را نمی شناسم.
فقط می دانم :
که معبود این دل خسته هستی و اگر دیده از من برگیری ، خواهم مرد.
خدایا !
نیزه سختی ها و راه دشوار زندگی مجروحم کرده است.
در معبد درون می نشینم که معبد عشق است.
شهد عشق تو ، در درونم جاری می شود و تمامی جراحاتم را التیام می بخشد.
خدایا !
تو حقیقتی ، تو عدالتی.
معبد و خدای معبود توئی.
تو هستی که در معبد ، نغمه نیایش سر می دهی و خود نیز نیایش ها اجابت می
کنی. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 14:57 توسط شهرعشق ما |
|
|
بسيار ناگهاني و بسيار عجيب
زندگي بيدارت مي کند
چيزها تغيير مي کند
نهايت سعي خود را کرده ام
فرياد بر آورده ام
فکر مي کردم صاحب همه چيز هستم
بسيار ناگهاني و بسيار عجيب
تغییر کردم مرا نياز داشتي موقعيتم را يافتم و اکنون متفاوت هستم،در اين روزها اکنون بزرگترين پاداش برق چشمانت است
و صداي توست که مرا آن ساخت که هستم اکنون بزرگترين پاداش عشقي است که مي توانم نثارت کنم بخاطر تو اينجا هستم
و به این خاطر زندگي مي کنم که، مرا آن ساختي که هستم به من اعتماد کردي که بالغ شوم و من نيز قلبم را مي بخشم تا نشان دهم ، چيز ديگري هست و بيشتر دوست مي دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 15:9 توسط شهرعشق ما |
|
|
خدايا آيا به من لبخند خواهی زد؟
تا شکوفه های معطر و زيبای عبوديت در قلبم شکفته
شوند،
و
هر شکوفه بخواند: خدايا به تو عشق می ورزم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 14:10 توسط شهرعشق ما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| شهــر عشـق |
|
| لينکهـــا |
|
|
| لينک دوستان | |
|
| |
| امـکانـات |
|
|
| آمــوزشـي |
|
|
| جستجـودرشــهرعشــق |
|
|
| فــــال |
|
|
| گالــری عــکس |
|
|
| گالــری هنرمندان |
|
|
| آمــارشـهرعشــق |
|
تعداد بازديدها: |